السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

617

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل شده ، رخصت ( جهاد ) داده شده است ، چرا كه مورد ظلم قرار گرفته‌اند و البته خدا بر پيروزى آنان سخت تواناست ؛ همان كسانى كه به ناحق از خانه‌هايشان بيرون رانده شدند ؛ ( آن‌ها گناهى نداشتند ) جز اين كه مىگفتند : پروردگار ما خداوند است . ز . اوج درگيرى وقتى عتبه ، شيبه و وليد كشته شدند ، ابو جهل تلاش كرد تا اوضاع را به دست گيرد . از اين رو گفت : تعجيل نكنيد ، و طغيان نورزيد چنان كه پسران ربيعه طغيان ورزيدند . بر شما باد كشتن مردم يثرب ، آنان را تكه تكه كنيد . بر شما باد حفظ مردم قريش ، آنان را بگيريد تا وارد مكّه شويم و گمراهىشان را به آنان بشناسانيم . ابن عبّاس در تفسير آيهء : وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى ؛ مىگويد : « 1 » رسول خدا ( ص ) به فرمان جبرئيل به على ( ع ) گفت : مشتى سنگ‌ريزه به من بده . على ( ع ) مشتى سنگ‌ريزه ( در روايتى : خاك ) برگرفت و به آن حضرت داد . رسول خدا ( ص ) آن را بر روى كافران ريخت . احدى از آنان باقى نماند ، مگر اين كه چشمش ( و در روايتى دهان و گلويش ) از سنگ‌ريزه پر شد . سپس مؤمنان آنان را به رديف ، كشتند و اسير كردند . « 2 » ح . فرشتگان در بدر خداوند ، مسلمانان را به كمك فرشتگان مدد رساند تا دل‌هاى آنان بر ايمان تثبيت شود . مفسّران در اين كه فرشتگان جنگيده باشند ، اختلاف نظر دارند . شايد ظاهر آيه هم بر شركت فرشتگان در جنگ ، مساعدت نكند . خداوند متعال

--> ( 1 ) . انفال ( 8 ) : 17 . ( 2 ) . بحار الانوار ، 19 / 229 ؛ مناقب آل ابى طالب ، 1 / 189 ؛ سيره حلبى ، 2 / 167 .